ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1711
سفرنامه شاردن ( فارسى )
درزيگرى ، اسلحهسازى ، زين و برگسازى ، شمشيرسازى و غيره به كار گماشته بود . بارى ، قصرى داشت همانند كاخ پادشاهان . در خرج كردن بىمحابا بود . از اين رو با آن همه درآمد كه داشت همواره بىپول و وامدار بود ؛ و چون زن و فرزند نداشت هرگز به اندوختن مال نمىپرداخت ، و از بسيار خرج كردن نمىانديشيد . اگر دربارهء قيافهء اين شخصيّت كه در زندگى شيوه و سليقهاى جدا از ديگران داشت و زندگى پرماجرايش توأم با نيك بختيها ، شوربختيها ، و طلوع و افول بسيار بود ، اندكى بياورم بىگمان موجب ملال و دردسر خوانندگان نخواهد بود . على قلى خان فرمانده كل ميانه اندام ، نزديك به بلند بالا بود ؛ چهرهاش گرچه ظاهرا مهيب مىنمود زشت نبود . سبيلش انبوه و چنان بلند بود كه درازيش به سه چهارم يك پا مىرسيد . با اين كه هفتاد سال از عمرش سپرى شده بود چشمانش به نيرو بود ، و عينك به كار نمىبرد . ساير قوايش نيز همانند چشمانش قوى بود . هر روز مانند جوانان ورزش مىكرد ، و در شمشير زدن و تيراندازى و به كار بردن سلاحهاى ديگر كسى از او برتر نبود . همه وى را مردى دلير و بىباك مىشمردند ، اما فاقد قابليّت فرماندهى و مشورت مىدانستند . خصوصيات روحى و اخلاقى على قلى خان جامع عناصرى بود كه به ندرت در كسى جمع مىآيد . از يك سو خودخواه و تيز خشم و آتشناك ، و از دگر سو تودار ، دقيق و آرام بود . بر بديهايى كه از ديگران بر او مىرسيد شكيبا بود ، و هنگام انتقامجويى را نيكو مىشناخت . در برابر مخالفت عقيدهء ديگران تاب نمىآورد . اگر فرمانى به نوكران و گماشتگان خود مىداد ، و آنان قادر به جلب رضاى خاطرش نمىشدند ، بر ايشان سخت مىگرفت ، و تنشان را به ضرب تازيانه مىآزرد . در غير اين مواقع مخصوصا نسبت به بيگانگان نرمخو و فروتن بود ، هر زمان از او چيزى طلب مىكردند ، يا در امرى مساعدت مىخواستند موافقت و مرافقت مىكرد . وى از مردم گرجستان بود ، و او را در نوباوگى به غلامى آورده بودند . از اين رو خواندن و نوشتن جز به زبان گرجى نمىدانست . با چند تن از اديبان گرجستان همصحبت بود و از آنان روانتر خواندن و نوشتن زبان گرجى را مىآموخت . علوم را بىآن كه بداند و از آنها سودى يابد دوست مىداشت ، و به علوم اخترگرى ، رمل ، جفر ، و تفأل كه از آينده خبر مىدهند ، شيفته بود و چون از نظر نيروى تعقل و واقعنگرى ضعيف بود به احتمالات و اوهام بيش از مسائل علمى اهميّت مىنهاد . جسد على قلى خان را پس از مرگش روزى چند در يكى از مساجد نزديك